محمد صالح الحسينى الترمذى ( كشفي )

320

مناقب مرتضوى ( فارسي )

منقبت : هم در كتاب مذكور از امام جعفر صادق - رضوان اللّه عليه - مروى است كه : « امير المؤمنين را خالى چند بود از بنى مخزوم ؛ يعنى باجهاى ابى طالب . جوانى از ايشان وفات يافت . برادرش آمده گفت : يا امير المؤمنين ، برادرم از دنيا رحلت نمود و من از مفارقتش سخت محزونم . فرمود : مىخواهى او را ببينى ؟ گفت : بلى . فرمود : قبرش كجاست ؟ چون نشان داد ، امير بر سر قبرش رسيده ، پاى بر گور زد . آوازى برآمد به زبان كردى . امير فرمود : اى فلان ، تو از عرب بودى ، چرا به كردى حرف مىزنى ؟ گفت : به واسطهء آنكه برطبق متابعت شما نبودم ، از اين جهت بعد از فوت تغيير در زبان من رفته . » منقبت : هم در كتاب مذكور از امام جعفر صادق - رضوان اللّه عليه - مروى است كه : « روزى امير المؤمنين در ايّام خلافت صورى خود در بازار كوفه مىگذشت . جهودى را ديد كه دست بر سر زده مىگويد : اى مسلمانان ، بر طريق جاهليت عمل مىكنيد و شيوهء اهل اسلام مرعى نمىداريد ؟ امير گفت : اى جهود ، تو را چه محنت پيش آمده ؟ گفت : من مرد بازرگانم و مرا شصت درازگوش پر از امتعه و اقمشه بود . چون از ساباط مداين گذشتم ، قطاع طريق به غارت بردند . امير فرمود : خاطر جمع‌دار كه مال تو نخواهد رفت و به قنبر امر نمود كه دلدل را زين كن كه مىخواهم سوار شوم . زين كرده سوار شد . قنبر و اصبع بنانه را گفت : جهود را پيش پيش من ببريد . مىرفتند تا به موضعى كه مال گمشده بود پس به شبيب مقرعه خطى كشيده به ايشان فرمود : ميان اين خط درآيند كه جن شما را مىربايد . پس دلدل را به جولان درآورده گفت : و اللّه اى جنّيان ، اگر درازگوشان اين جهود ندهيد ، عهدى كه ميان من و شماست شكسته شود . شما را به ذو الفقار پاره سازم . جنّيان به يك بار آواز برآوردند كه يا وصى سيد المرسلين ، ما فرمانبردار خدا و رسوليم و مطيع توايم . از تقصير ما درگذر و شصت درازگوش به همان بارها بىكم و نقصان پيدا شد . امير المؤمنين به جهود حواله نموده گفت : مال تو همه رسيد ؟ جهود گفت : بلى . پس آن جهود به كوفه آمده به خدمت امير المؤمنين عرض نمود كه نام رسول و نام تو و پسران تو در تورات چيست ؟ فرمود : نام رسول در تورات « طاب طاب » است و نام من « ايليا » و نام پسران من « نصر » و « شقيقى » . جهود تصديق نمود گفت : اشهد ان لا إله الّا اللّه و اشهد انّ محمّد رسول اللّه و انّك وصى رسول اللّه » .